![]() |
![]() |
|
| تو من خیالومی والا نیروی ز ویروم |
|
دیگه قصد آپ نداشتم.ولی امروز ۱۱آبان هست روزی رو که هیچ .قت از خاطر نمیبرم. حدودا دو سال پیش بعد از دوره آموزشی ما رو به شهرستان سلماس آذربایجان غربی اعزام کردن.برای ما رفتن از جنوب به نقاط شمالی ایران راحت نبود.من در پاسگاه اوربان مشغول خدمت شدم و هرکدوم از دوستانم به یک منطقه فرستاده شدن.ولی الله به گروهان مرزی سین جی فرستاده شد. پسری دوست داشتنی از شهرستان بهبهان استان خوزستان. در دوران آموزشی حسابی با هم اخت شده بودیم.فقط ۲۰ روز از اومدن ما نگذشته بود که تو بیسیم به همه پاسگاه ها آماده باش کامل دادن . خبر درگیری در سین جی سریع همه جا پیچید.۳ نفر از سربازان شهید شده بودن. بله نام شهید ولی الله چامی پور بین این شهیدان بود.نمیتونستم باور کنم.از هرچی پژاک و پ.ک.ک و حزب دیگه بود تنفر داشتم ودارم.آخه شما که شعار آزادی کردستان سر میدید چزا خون بی گناهان رو میریزید.ارزو داشتم به جای اون من میمردم.هیچ وقت نمی تونم باور کنم. اون در راه وطن جونش رو داد.ولی نمیدونست که یه مدت بعد جوون ها رو در وسط شهر به جرم آزادی خواهی به خاک و خون میکشن.برای شادی روحش دعا کنید واگه گذرتون به بهبهان خورد حتما به روی خاکش برید.خون اون نباید پایمال بشه .دلم برات تنگ شده اون ۲ ماه که باهات آشنا شدم رو هیچ وقت از یاد نمیبرم.
اگر مانده بودی تو را به عرش خدا میرساندم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 22:52 توسط مسلم و یوسف |
|
|
در پست بعدی در مورد نامدارخان منجزی (همراه با شعر های بختیاری مربوط به آن)براتون مینویسم.
داستان زیبا والبته تاثر انگیزی داره. حتما بخونین. از عزیزانی که به من سر میزنن تشکر میکنم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 9:27 توسط مسلم و یوسف |
|
|
بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام السلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادیخواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. وی به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عده ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان می پرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب می شد. وی طی نامه ها و تلگراف های مختلف بین سران ایل و سخنرانی های مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده می کرد و به عنوان یکی از شخصیت های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده است.
سردار مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده ای سوار وارد تهران شده ودر خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حمله ای سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصا تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.
سردار مریم بختیاری در جنگ جهانی اول با وجود آنکه ایل بختیاری از انگلیس ها حمایت می کرد به مخالفت با انگلیس ها پرداخت و با عده ای از تفنگچیان و سرداران خود جانب متحدین را گرفت. او پاره ای از خوانین جزء بختیاری چون خوانین پشتکوه را با خود یار ساخت و در یورش های مداوم خود به انگلیس ها صدماتی وارد ساخت به طوری که پلیس جنوب مبارزات دائمی و پیگیری را با او شروع کرد. او از سربازان و افسران آلمانی و سرکوب و قلع و قمع راهزنان کهگیلویه و کنترل خوانین کوچک استفاده نمود.2
قدرت سردار مریم در منطقه به حدی بود که روس ها به هنگام فتح اصفهان خصمانه به منزل او تاختند و اثاثیه او را به یغما بردند و کلیه اموال و املاک او را در اصفهان مصادره کردند.
رشادت و دلاوری این زن بختیاری به حدی بود که آوازه شهرت و آزادگیش در سرتاسر میهن پیچید و منزل او مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه شد به طوری که هنگام فتح اصفهان توسط روس ها (در جنگ جهانی اول)؛ فن کاردف، شارژ دافر سابق آلمان به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود تا اینکه پس از شکست بختیاری ها از روس ها و کشته شدن 58 نفر راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت. به پاس حمایت های سرسختانه بی بی مریم از فن کاردف، امپراطور آلمان، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را که مهمترین نشان دولت آلمان بود، برای او فرستاد و او تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نائل آید. جریان مبارزات سردار مریم بختیاری با انگلیس ها در طی قرارداد 1919 و کودتای 1299 همچنان ادامه یافت به طوری که دکتر محمد مصدق حاکم فارس در زمان کودتای 1299 پس از مخالفت و عزل از اصفهان راهی بختیاری شد و مدتها مهمان سردار مریم بود.
سردار مریم بختیاری در سال 1316هـ. ش سه سال پس از شهادت فرزندش علی مردان خان در اصفهان به دستور رضاشاه، زندگی را بدرود گفت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 9:18 توسط مسلم و یوسف |
|
|
سلام به همه دوستان عزیزم.
به زودی وبلاگ با زندگی نامه بی مریم از زنان نامی بختیاری و مادر علیمردان خان چهارلنگ بختیاری(نامی ترین خان بختیاری) به روز میشود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم دی 1387ساعت 10:43 توسط مسلم و یوسف |
|
|
به نام خدا در تاريخ بختياري بزرگان زيادي درخشيده اند.دلاوران وجنگاوراني چون آعليداد خدر سرخ -نامدار خان منجزي-عليمردان خان –سردار اسعد-و.... هنرمنداني مانند بهمن علائدين-غلامشاه قنبري –حسين كي منصورو.... هركدوم از اين ها رو در يه پست جداگانه معرفي خواهم كرد. اما اينك به معرفي هنرمندي ميپردازم كه خيلي ها هنوز نميدونن بختياري هست. سلطان ترانه هاي عاشقانه و صداي جاودان عشق اميد . بله اميد يه بختياري هست و ما بايد به داشتن چنين هنرمندي به خود بباليم. اصليت اميد به روستاي پل چوبي چهار محال بختياري بر مي گرده. بيوگرافي اميد را به لطف دوست عزيزم حافظ مدير وبلاگ http://1iran1omid.blogfa.com وآقای رضا شکوهی گل. به همه هنر دوستان تقدیم میکنم.
امید سلطانی، هنرمندی که وسعت صدایش به وسعت سرزمین مادریش است. هنرمندی که طراوت صدایش به لطافت قطرات باران است و قلب پاکش به پاکی گل های خشبوی دشتهای کشورش، باظراوت و خالص است. امید سلطانی متولد تهران است. اصلیت خانوادگیش بختیاری است و بزرگ شده خیابان نواب تهران. دارای ۴ خواهر و ۴ برادر است. از بچگی، بخاطر اعتقادات پدر مرحومش، خواندن قرآن و اذان را هم یاد میگیرد، با صوت و به خوبی این ۲ هنر مذهبی را یاد و اجرا میکرده. امید از بچگی خطاطی و نقاشی را هم یاد میگیرد و حتی در دوران راهنمایی تدریس هم میکرده این ۲ هنر گرانبها را. همین طور بخاطر داشتن خط خوب، پارچه نویسی هم میکرده. امید از بچگی علاقه زیادی به صدای مرحوم مازیار و مرحوم بنان داشته و سعی میکرده به نوع خواندن آنها هم توجه کنه و حتی این افتخار را داشته تا از تعلیمات مرحوم استاد بنان استفاده کنه، در زمان پیری استاد بنان نزد استاد بنان بره و بسیار بیاموزه.
و برای تأمین مخارج زندگی رو میاره به خواندن در یکی از کاباره ایه ایرانی استانبول. در مدت کوتاهی اسم امید در شهر پخش میشه و کاباره ها برای داشتن امید با هم دعوا میکردن. بعد از اتمام درس، امید در ترکیه با یک خانم باشخصیت ایرانی مقیم اروپا ازدواج میکند و مدتی در اروپا زندگی میکند و از انجا مقدمات آلبوم اول خود را فراهم میکند. امید در این آلبوم از هنر یکی از برجسته ترین تنظیم کننده های ترک به نام مومن سالار بهره میبرد. همچنین از هنر شاعری توانا، چون رحمان شکوفه پور و آهنگ سازهای برجسته ای چون کیومرث سلیم پور و صادق نوجوکی که ماحصل این همکاری، آلبوم جاودانه ای بود به اسم باران در سال ۱۹۹۳. این آلبوم انقلابی بود در مارکت ایرانی آن زمان و نوید امیدی را می داد در موسیقی ایرانی که داشت کم کم، کمرنگ می شد. این آلبوم با استقبال بی نظیری روبرو شد و رکورد فروش را در زمان خود شکست.
هر۲ عاشق سال (۱۹۹۵)، حضرت عشق (۱۹۹۶)، پرسه های عاشقانه (۱۹۹۷) و سربلند (۱۹۹۹). در این ۴ آلبوم، شاهکارهای جاودانه امید، اسم بزرگانی به چشم می خوره که هریک اعتبار موسیقی ما هستن. افرادی چون: صادق نجوکی، بابک رادمنش، جهان بخش پازوکی، حسن شماعی زاده، مسعود امینی و منوچهر چشم آذر و ... این همه ستاره با یک صدای مخملی و ملکوتی که از هنجره هنرمندی نجیب مثل امید بیرون بیاد، ۴ آلبوم شاهکار را میسازند و آثاری چون: (سربلند و فرمان عشق و حضرت عشق و قلندر و تکیه گاه و ایران من و ...)، نمونه اهنگ های جاودانه ای بودن که امید در این ۴ آلبوم در کارنامه هنری خود ثبت کرده.
بنابراین عاشقان صدای امید، ۴ سال مجبور میشن که منتظر شن تا آلبوم شاهکار دیگری با صدای حضرت عشق، امید، روانه بازار بشه. بله آلبوم بعدی امید در سال ۲۰۰۲ روانه بازار شد به اسم پیروزی. در این آلبوم امید برای اولین بار، ریتم های جدیدی را در موسیقی پاپ به مارکت ایرانی عرضه کرد. این آلبوم نیز رکورد فروش زمان خود را شکست و بار دیگر هنر امید بر همگان اثبات شد. در آلبوم پیروزی نیز نام بزرگانی به چشم می خورد، چون: محمد مقدم، مومن سالار، صادق نوجوکی، بابک رادمنش و مرحوم تورج نگهبان و اهنگ های زیبایی چون: پیروزی، دوستت دارم، گل رویایی، تو محشری و ...
بنابراین تصمیم گرفت آلبومی تهیه کند از یکی از کنسرت های باشکوهش در یونیورسال آمفی تیتر. در این آلبوم، هنر امید عزیز در اجرای کنسرت هاش و هنر رامین زمانی در صدابرداری حرفه ای یک کنسرت بخوبی نشان داده میشود.
باز امید عزیز در این آلبوم دست به نوآوری های زیادی میزنه، به حدی که مورد انتقاد بسیاری از طرفدارانش قرار میگیره، که چرا سبک عوض کرده امید و امید عزیز هم بارها گفته که این آلبوم همان امید قدیم را نشان میدهد، اما با چهره تازه تر. آلبوم انتظار هم با وجود انتقادهای اولیه اش، خیلی سریع، موقعیت بالایی در مارکت بدست آورد و خیلی سریع، آهنگ هاش نقل محفل هر خانه ای شد و امید عزیز کنسرت های زیادی را به بهانه این آلبوم، در سراسر دنیا برگزار کرد. از اسامی برجسته ای که در این آلبوم با امید عزیز همکاری داشتن، میشه به: محمد مقدم، ژاکلین و بابک رادمنش اشاره کرد و آهنگ هایی چون: انتظار و عزیزم و بهار و ...
که آهنگی جاودانه بود در وصف وطن با شعر زیبای خانم نیره فروتن و صدابرداری امیر بدخش و رامین زمانی و آهنگی از امید و صدایه جاودان امید. درضمن الان امید عزیز مشغول تهیه آلبوم بعدیش است تا بتونه برگ زرین دیگری به کارنامه هنریش اضافه کنه. این آهنگ (سرزمین مادری)، ماه ها در تاپ تن تمام شبکه ها جا داشت و تقریبا هر روز پخش میشد. مثل شبکه پی ام سی.
درضمن اخرین کاری که از امید عزیز بزودی اماده میشه اهنگی است بسیار بامحتوا با شعری از رامین زمانی که شعرش به این شکل است : باورم نمیشه گفتم تو همون فرشته ای که می مونه همیشه باهام
و همچنین دین خود را در زمان جنگ ایران ادا کرده و جسورانه در آن زمان برای میهن خود جنگیده و حتی درصدی هم آثار جراحت را هنوز بدوش میکشه. امید همیشه از عشق خوانده، چون براش کانون خانواده همیشه مهم بوده و در ویدئو هاش هم، همیشه مسائل اخلاقی رو رعایت کرده. به امید موفقیت امید عزیز و به امید این که جوان ها بتو نن این هنرمند خوب کشورمون را همیشه الگوی خود قرار دهن. درضمن، اسم شاعرانی چون: بیژن سمندر، همایون هوشیار نژاد، مینا جلالی، علیرضا میبدی و اردلان سرفراز و ... نیز به عنوان ترانه سرا در این ۸ آلبوم امید عزیز به چشم می خورد. ضمن اینکه، مسعود امینی را یادمون نره که چندین آهنگ خوب را با امید، به دنیای هنر هدیه داد.. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم دی 1387ساعت 17:1 توسط مسلم و یوسف |
|
|
تاريخ بختياري به قرن چهاردهم ميلادي و دوره زمامداري 200 ساله خوانين دوركي بر مي گردد .هيچ تاريخ نگار حيات اجتماعي اقوام ايراني نمي تواند اهميت ايل بختياري و انسجام و پيوستگي سياسي، اقتصادي و اجتماعي آنها را ناديده گيرد. در ريشه يابي پيشينه بختياري ها و مردمان ساكن زاگرس مركزي با مشكلا تي چون نبود منابع نوشتاري كافي مواجه مي شويم كه امكان فهم و دريافت ما را از آنچه در يك هزار سال در اين منطقه مرتفع گشته كم مي كند. بنابراين مجبور شده ايم براي پي بردن به هويت بختياري ها و اينكه كجا و به چه شيوه اي زندگي مي كنند و اصالتا از كجا آمده اند به منابع و مراجع مختلف رجوع كنيم. در چنين پژوهشي به علوم و دانش هايي چون زبان شناسي، باستان شناسي، اساطير و ساير شاخه هاي دانش و معرفت انسان نيازمنديم تا به كمك آنها كليد فهم تاريخ ايل بختياري را بدست آوريم. در كتب و اسناد تاريخ باستان، به جز مواردي زودگذر، اشارات چنداني به ايل بختياري نشده است. از قرن هيجدهم ميلادي و به طور مشخص تر قرن نوزدهم به بعد است كه در سفرنامه هاي اروپاييان و خاطرات ماموران دولتي اعزامي به مناطق بختياري نشين اطلاعاتي درباره آنها منتشر شد كه تا حدودي فقر علمي و اطلاعاتي ما را نسبت به ايل بختياري هر چند با مايه هايي از احساسات و رمانيسم، از بين برد. «بختيار» در واژه به معناي كسي است كه بخت و اقبال با او يار و همراه شده است. اين واژه در دوران صفويه ( 880 - 1101 خورشيدي) به كساني اطلا ق مي شد كه از مرتعي به مرتع ديگر كوچ مي كردند. اين احتمال هم ممكن است صادق باشد كه در آن هنگام به رهبر يا سركرده اي كه او را «بخت يار» مي دانستند اطلاق شده باشد و به تدريج افراد گروه يا دسته اي او را «بختياري» خوانده باشند. در مورد اصل و نصب بختياري ها از سوريه و شامات وارد ايران شده اند. اين نظريه با اشاراتي كه در كتاب «تاريخ گزيده» به آن شده تا حدي اعتبار تاريخي دارد. ازدواج هاي بين قومي تركان و تركاني كه از سوريه و شامات آمده بودند تا در اين منطقه ساكن شوند صورت گرفته است ولي ايلات «لر» ريشه و منشاء خود را در دوره هاي باستاني مي جويند. طبق افسانه ديگر بختياري ها از تبار كساني هستند كه در زمان ضحاك از ترس اين كه كشته شوند و مغز سرشان به مارهايي كه بر دوش او روييده بودند داده شود، به اين منطقه مهاجرت كردند. سرگذشت ضحاك و كاوه و باقي قضايا در شاهنامه فردوسي آورده شده است. بختياري ها يكي از ايلات پر جمعيت ايران بوده اند كه در طي زمان هاي مختلف ميزان جمعيت آنها ثبت گرديده است. از آنجايي كه نيروي انساني همواره (به صوص در گذشته) يكي از اركان قدرت محسوب مي شده است، به همين خاطر قدرت آنها قابل توجه بوده است.
به علاوه از نظر نظامي نيز بختياري ها داراي توانايي هاي ويژه اي بوده اند. «لايارد» در اين باره مي گويد: من بارها در قرارگاه محمد تقي خان شاهد و ناظر مراسم شعر خواني بودم و متوجه شدم كه خواندن اشعار و سروده هاي رزمي چه تاثير عميقي بر روي مردم كوه نشين بختياري به جاي مي گذارد و آنان در چنين مواقعي حاضر بودند خود را به آب و آتش بزنند و با دشمن مهاجم در هر جا و هر موقع به جنگ و ستيز بپردازند . لايارد همچنين از شهامت هاي زايدالوصف بختياري ها در هنگامه خطر و دشواري، بارها سخن گفته است. همچنين كرزن نيز از صفات ويژه نظامي بختياري ها ياد كرده است. حقيقت امر اين است كه كوه هاي زمخت و ناهموار بختياري، از آنها نظاميان خارق العاده اي ساخته است و هنگامي كه تعصب قبيله اي آنها با توان رزميشان آميخته گردد، معني جنگاوري روشن مي شود. شايد بي ربط نباشد اگر بگوييم درگيري هاي شديد داخلي آنها، گاهي با سرريز توان جنگيشان شدت مي يابد. همين قدرت و توان جنگي آنها بود كه فرستاده ويژه ناصرالدين شاه به خوزستان را به وحشت انداخت، به طوري كه در گزارش خود نوشت: «جمعيت بختياري، هفت لنگ و چهار لنگ پنجاه هزار خانوار مي شوند.... اگر چه خودشان زياده از سي هزار قرار ندارند، از آن جمله يكصد هزار تفنگچي رشيد بيرون مي آيد و اقلا بيست و پنج الي سي هزار سوار.» با تامل در نقش آنان در انقلاب مشروطيت، همين استعداد نظامي آنها است كه روشنفكران را بر آن مي دارد تا سردار اسعد را ترغيب به حركت دادن نيروي ايل بختياري به سمت تهران نمايد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:47 توسط مسلم و یوسف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
با سلام ما(یوسف و مسلم)قصد داریم تا گذشته ایلمان و دلاوران تاریخ بختیاری را بیشتر به شما معرفی کنیم.دوست عزیز متاسفانه گویش بختیاری در خطر قرار گرفته و اکنون وظیفه همه ما اینه که با فرزندان خردسال خود بختیاری صحبت کنیم.به زبان آبا و اجدادی صحبت کردن بی کلاسی نیست.
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 |
| پیوندها |
|
عاشقان صدا وشخصيت اميد سلطاني هواداران اميد( رضا) هواداران اميد(مهدي) عاشقان شهره صولتي(بهاره ذلال) |
|
RSS
|